محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

196

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( إنّما أنتم في هذه الدّنيا غرض تنتضل فيه المنايا مع كلّ جرعة شرق و في كلّ أكلة غصص ) هرآن‌چه انسان را دربر گرفته ، از سويى چيزى به انسان مىدهد و از سوى ديگر چيزى از انسان مىگيرد ؛ حتى خوراك و نوشيدنى ، گاه زندگى را از انسان مىگيرند . . . و چه‌كسى شخصا مىتواند بر عهده بگيرد كه جرعه‌اى آب در گلو نجهد و يا لقمه‌اى گلوگير و مرگ‌آور نشود . بنابراين انسان هدف تيرهاى بلا و مرگ قرار مىگيرد . اگر پرسش شود چرا امام عليه السّلام به همه اينها بدبين است ، پاسخ ما اين خواهد بود كه چه آن را خوشبينى بنامى يا بدبينى ، حقيقت همين است و امام عليه السّلام بر آشكار كردن اين ديدگاه تأكيد كرده است ؛ تنها به اين دليل كه نسبت به اين رازها و حوادث ناگهانى هشدار دهد . . . همه فرشتگان بر آدم سجده كردند ؛ اما پس از اندك زمانى او از بهشت رانده شد . پس دانا كسى است كه از حوادث مربوط به ديگران پند گيرد ؛ به‌ويژه اگر اين ديگرى از نياكان و پدران او باشد . ( لا تنالون منها نعمة إلّا بفراق أخرى ) انسان با اتومبيل جديد خود دلشاد مىشود و از آن لذت مىبرد و غمهايش را با گشت و گذار و سفرهاى لذت‌بخش فراموش مىكند ؛ ولى اينها بعد از پرداخت بهايى گزاف به دست مىآيد . در تفسير اين جمله گفته شده : انسان در يك لحظه نمىتواند چند لذت را همزمان تجربه كند و ناگزير بايد به يكى بسنده نمايد . اين روشن است كه انسان نمىتواند بين لذت حكمرانى ، قدرت ، ثروت و خوردن به يكباره جمع كند و نيز لذت بردن از چشم‌اندازهاى طبيعى ، سرگرمىها ،